Day 1? - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 5:15
توی سرم پر از صداهای توقف‌ناپذیره.روی میزم پر از کتاب‌های نخونده‌ست. بهشون نگاه می‌کنم و می‌گم: من دانشجوی این رشته‌ام؟ولی من هیچی بلد نیستم...از خودم شرم می‌کنماز تک تک چیزهایی که به من مربوط میشه، شرم دارم.خسته‌امیادم میاد زمان کنکورم یه مشکل وحشتناک داشتم که فکرش رهام نمی‌کردنمیذاشت اصلا درس بخون...
۰۳/۰۵ - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 5:15
یه بغض قدیمی توی گلومهرفع شدنی نیست خوب شدنی نیستیه زخم عمیقه که هر ازگاهی درد می‌گیره و عذابم می‌دهاینکه وانمود کنم‌ زخمی نیستم فقط یه خیال خامههرچقدر قرص بخورم، هرچقدر تظاهر به شادی کنم، هرچقدر بقیه رو به خنده بندازم، هرچقدر بیشتر آرایش کنم و بیشتر وانمود به شادی کنم، عمیق‌تر فرو می‌رم توی باتلاق ...
5.5.5 - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 5:15
امروز توی دانشگاه واقعا جو خوبی رو ندیدمخیلی عصبی شدم، خیلی زیاد! از آدم‌های پر رو متنفرماز اغلب همکلاسی‌هام بدم میاد! اونم به خاطر اخلاق گند و وحشتناکشون.دریغ از ذره‌ای شعور و درک متقابل که در این جماعت وجود داشته باشه!یه سریاشون ۲۴ - ۲۵ ساله‌ان و هنوز مثل یه بچه رفتار می‌کنن.جلف و زننده و غیرمحترم...
06.05.05 - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 5:15
بعد از مدت‌ها با دوستم رفتم بیرونباید بهم خوش می‌گذشت باید خوشحال می‌بودمباید می‌خندیدمولی نشدحس می‌کردم هیچ احساس تعلقی به هیچ‌جا ندارمتحت فشار بودمعصبی بودمناراحت و ناامید بودمنمی‌دونم چرا احساس می‌کردم آدم احمقی‌ام.حس می‌کردم بیرون اومدنم اشتباهه.حس می‌کردم اگه بشینم توی خونه و درس بخونم خیلی اعص...
نباز! - تاریخ: 1402/1/24 ساعت: 13:59
هویت جدید؛ خداحافظ ماهی - تاریخ: 1402/1/24 ساعت: 13:59
و اینک منی که ماندنی نیست... - تاریخ: 1402/1/24 ساعت: 13:59