خرید بک لینک

یه بغض قدیمی توی گلومه

رفع شدنی نیست

۰۳/۰۵

خوب شدنی نیست

یه زخم عمیقه که هر ازگاهی درد می‌گیره و عذابم می‌ده

اینکه وانمود کنم‌ زخمی نیستم فقط یه خیال خامه

هرچقدر قرص بخورم، هرچقدر تظاهر به شادی کنم، هرچقدر بقیه رو به خنده بندازم، هرچقدر بیشتر آرایش کنم و بیشتر وانمود به شادی کنم، عمیق‌تر فرو می‌رم توی باتلاق غم

فقط خودم می‌دونم چی توی این سینه‌ست

فقط خودم می‌دونم جای کدوم زخمه که دردش داره منو به کشتن می‌ده

نمی‌دونم چند وقت بود گریه نکرده بودم

ولی امشب دلم گریه می‌خواد

با اینکه نمی‌تونم‌ اشک بریزم

نمی‌دونم چرا

میدونی چیه؟

من نترسیدم

من،

من،

من خسته شدم

من از خودم خسته شدم...

گریه نکن

گریه نکن ماهی

گریه نکن

داری توی اشکای خودت غرق میشی

توی افکار خودت داری خفه میشی

زنده بمون ماهی

توی این هوای غبارآلود زنده بمون

برچسب: نویسنده: پرهام زارعی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 5:15

صفحه بندی